جنیفر لوپز نه!

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟"
هیزم شکن جواب داد: "نه"
فرشته دوباره...

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

/ 24 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان من

لبخندهمیشه رازخوشبختی نیست،گاهی پرده ایست که درمقابل دردکشیده میشود.

آسمان من

ردپایت را که میگیرم ، از تو دورتر می شوم ، شاید کفش هایت را برعکس پوشیده ای !

sahar

[خنده][خنده] خیلی باحال بود.[گل] راستی آپم.خوشحال میشم تشریف بیاری[گل]

مهسا

سلام ، این آدرس جدیدوبلاگمه سربزن " http://mani67.persianblog.ir " خوشحال میشم‌[هورا]

آسمان من

از تپــش هــای قلبم خواستنت را کــه بگيــرم می ايســـتد " جدی نگیر "

سپیده

+خدایـــــــــــــــا...! می دونی ایراد کار کجاست؟ اینکه دلِ آدم هیچ جوره حرفِ آدم حالیش نمی شه!! + آپم [گل]

سپیده

+خدایـــــــــــــــا...! می دونی ایراد کار کجاست؟ اینکه دلِ آدم هیچ جوره حرفِ آدم حالیش نمی شه!! + آپم [گل]

سپیدار

نمی دانم که می دانی...!؟ که چقدر خنده هایم دردناک است... این روزها انگار بیشتر آدمها به دست هم پیر می شوند نه به پای هم!!!

رها

خییییییییییییییلی باحال بود[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

ديدار

تمام می شود تمام ناگفته های من فقط چند نقطه چین باقی می ماند تا حرف های سادگی هایم را دوباره تکرار کنی...[گل]